نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(بیا عموی مهربانم به زیر سُم اَسترانم)۲ بیا که دیگر نتوانم بار دگر تو را بخوانم (کرامتی کن، جان برادر کریمت)۲ (عیادتی کن زِ حال سرباز یتیمت)۲ اَبی عبدالله عمو حسین جان... اَبی عبدالله سالار زینب... مرا که بسته راه چاره دو صد پیاده و سواره تو را صدا کنم که شاید کنم نظارهات دوباره نشانی از گل به زیر خار و خس نمانده دیگر عمو جان برای من نفس نمانده ابی عبدالله سالار زینب ابی عبدالله عمو حسین جان... (بیا عموی مهربانم به زیر سُم استرانم)۲ بیا که دیگر نتوانم بار دگر تو را بخوانم (کرامتی کن جان برادر کریمت)۲ (عیادتی کن زِ حال سرباز یتیمت)۲ ابی عبدالله عمو حسین جان... اگر چه رفته هوش و تابم ورق ورق شده کتابم ولی همین دهد عذابم که تو نمیدهی جوابم بیا که از من به جا نمانده غیر اسمی ز یوسف تو نه پیرهن مانده نه جسمی ابی عبدالله سالار زینب... (بیا عموی مهربانم به زیر سم استرانم)۲ بیا که دیگر نتوانم بار دگر تو را بخوانم (کرامتی کن جان برادر کریمت)۲ (عیادتی کن زِ حال سرباز یتیمت)۲ ابی عبدالله سالار زینب...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد