نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

چَشمی که آلوده شُده باران ندارد بی توبه این آلودگی پایان ندارد دیگر حُجاب اُفتاده روی چَشمهایم ازبَس که اُنسی دیده با قرآن ندارد هاتِف نِدا داده دُعیتُم اَیُهَا الناس کاری خدا اِنگار جُز احسان ندارد حالا که در باز است پس دَرهَم بیایید اینجا کَرَم خانه است، این و آن ندارد تا آمدم داخل، مرا طوری بَغَل کرد احساس کردم غیر من مهمان ندارد جُز با تَوَسُل، گریه کردن، توبه کردن پرواز کردن تا خدا اِمکان ندارد راهِ شهادت، نیمه شَب اَشک است اَشک است جا مانده هرکَس دیدهی گِریان ندارد میآیم اینجا شاید آقا را ببینم یوسِف دلی خوش، گویی از کَنعان ندارد ما با دعای فاطِمه عَبدُالحُسِینیم کی گفته زَهرا لطف بَر ایران ندارد سَر تا سَرِ عالَم چو ایران سرزمینی مِثلِ عَلی موسَی الرِضا سُلطان ندارد هرکَس که شَک دارد شفا دَستِ حُسِین است سوگند بر تُربَت که او ، ایمان ندارد راهِ نَجَف تا کَربَلا راهِ بهشت است جُز کَربَلا عاشق سَر و سامان ندارد دلدادهی آوارگی در اَربَعینَم دردِ جدایی جُز حَرَم درمان ندارد **** کَربَلا... این دلِ تَنگَم عُقدهها دارد گوئیا مِیلِ کَربَلا دارد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد