نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آخر ماه، اول راهم خجالت میکشم باز حال توبه میخواهم خجالت میکشم روسیاه و بینوایم یا الهی الامان اسعَلُکَ الامان یا الهی الامان سر به راهم نه تَهِ چاهم خجالت میکشم دیگری، این ماه را همراه با الله بود من فقط همراه با آهم خجالت میکشم وقت توبه ذکر من شد یا الهی بِالحسین بیشتر شرمندهی شاهم خجالت میکشم او زمین خورده که من برخیزم از روی زمین نوکری بد بین درگاهم خجالت میکشم رفتی و شد نگاه مایوسم خیره بر گامهای رفتهی تو اینک اما نگاه خستهی من خیره مانده به لالهی تن تو بر لبانم نوای یا ولدیاست نالههایم شنیدنی شده است گریه با صدای من پسرم در کنار تو دیدنی شدهاست آئینهی شکستهی من خستهام سخت خسته میبینی ای عصای پیری من قامتم را شکسته میبینی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد