تصویر حاج مهدی سلحشور - آمدم سر زده بی‌حرف و سخن

آمدم سر زده بی‌حرف و سخن

[ حاج مهدی سلحشور ]
آمدم سرزده بی حرف و سخن
خسته‌ام خسته، ز آلوده شدن

به بزرگیت نظر کن، نه به من
من شکستم دل تو، تو نشکن

تو بزرگی و حقیرم، العفو
باز تحویل بگیرم، العفو...

یخ فروشم، که یخم آب شده
بنده‌ات، بنده‌ی ناباب شده

با هوا و هوسش، خواب شده
سخت شرمنده‌ی ارباب شده

پشت کردم به حسین، خام شدم
باعث گریه‌ی آقام شدم

هیچ کس دور و برم نیست، که نیست
فکر توبه به سرم نیست، که نیست

اشک و حال سحرم نیست، که نیست
توشه بهر سفرم نیست، که نیست

خرج نفسم شده کل عملم
می‌دود پشت سر من، عجلم

وای بر دور ز قرآن شدنم
وای بر بی سر و سامان شدنم

از عطای تو، گریزان شدنم
معصیت بود و پریشان شدنم

چکمه بر دوش خود آویخته‌ام
بغلم کن که بهم ریخته‌ام

گرچه آلوده و رسوا هستم
نوکر فضه و اسما هستم

نجفی هستم و بالا هستم
شیعه‌ی حضرت مولا، هستم

حضرت بنده نواز است علی
به خدا روح نماز است علی

شب قدر است، بها می‌خواهم
درد کافی‌ست، دوا می‌خواهم

رزق یک سال بکا، می‌خواهم
کربلا با رفقا می‌خواهم

تو بگو تا که از این غم، چه کنم؟
من هوایی حسینم، چه کنم؟

آن حسین که، غم آبش دادند
آب می‌خواست، عذابش دادند

با کف و سوت، جوابش دادند
روی سرنیزه کتابش دادند

خبرش رفت به خیمه، ای داد
مادرش دست به پهلو افتاد

یوسف من، وسط گودالی
من بمیرم، چقدر می‌نالی

نیزه‌باران شدی و بی حالی
تاج روی سر من پا مالی

مِهر من را به رویت می‌بندند
دست و پا می‌زنی و می‌خندند

آبرو‌دار قبیله است، نزن
با عصا بر تنش ای مست، نزن
بی وضو بر بدنش دست مزن

این تن ذبح شده جان من است
چادرم هست، نگو بی کفن است

پربازدید‌ترین‌های شعر اول حاج مهدی سلحشور مناجات با خدا(سایر موضوعات)

پربازدید‌ترین‌های شعر اول مناجات با خدا(سایر موضوعات)

محبوب‌ترین‌های مناجات با خدا(سایر موضوعات)

محبوب ترین‌های حاج مهدی سلحشور

نظرات

1 نظر ثبت شده

آواتار کاربر
کاربر ناشناس کاربر

دوساله دارم با این مناجات و روضه زندگی میکنم

۱۸ بهمن ۱۴۰۴