نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

چشمی که آلوده شده باران ندارد بی توبه این آلودگی پایان ندارد دیگر حجاب افتاده روی چشمهایم از بس که دیده انسی با قرآن ندارد هاتف ندا داده دُعیتُم اَیُها الناس کاری خدا انگار جز احسان ندارد حالا که در باز است پس در هم بیاید اینجا کرم خانه است این و آن ندارد تا آمدم داخل مرا طوری بقل کرد احساس کردم غیر من مهمان ندارد جز با توسل گریه کردن توبه کردن پرواز کردن تا خدا امکان ندارد راه شهادت نمیه شب اشک است جامانده هرکس دیده ی گریان ندارد الحمدلله ما با دعای فاطمه عبدالحسینیم کی گفته زهرا لطف بر ایران ندارد سرتا سر عالم چو ایران سزمینی مثل علی موسی الرضا سلطان ندارد هرکس که شک دارد شفا دست حسین است سوگند بر تربت که او ایمان ندارد راه نجف تا کربلا راه بهشت است جز کربلا عاشثق سر و سامان ندارد دلداده ی آوارگی در اربعینم درد جدایی جز حرم درمان ندارد کربلا ۴ این دلم تنگم عقده ها دارد گویی ها میل کربلا دارد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد