تصویر ابوذر بیوکافی - فلق در سینه‌اش آتشفشان صبحگاهی داشت

فلق در سینه‌اش آتشفشان صبحگاهی داشت

[ ابوذر بیوکافی ]
فلق در سینه‌اش آتشفشان صبحگاهی داشت
که خون آلود پیغام از کبوترهای چاهی داشت 

طراوت در هوا از ریشه‌ی زنجیر می‌رویید 
زمین در خود سپیداری در اعماق سیاهی‌ داشت

مگر خورشید را می‌توان خاموش کرد آخر ؟
کسی از تیره‌ی شب در سرش افکار واهی داشت

عبایی بر خاک افتاده بود از خاک خاکی‌تر
که در آن نخم نما آغوش اسرار الهی داشت

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه امام کاظم (ع)(شهادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امام کاظم (ع)(شهادت‌ها)

محبوب ترین‌های ابوذر بیوکافی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد