نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

فقط نه شامِ فراق تو، از سحر خالیست که قلبِ چشمۀ شهر نیز از قمر خالیست نبود تو غم است و میانِ سینۀ ما دلی که باشد ازین غصه شعلهور خالیست گمان مکن سرِ راحت زمین گذاشتهایم که بی تو بالش سنگین ما زِ پر خالیست مگر نه اینکه تو بابای مهربان هستی بیا که بر سر ما سایۀ پدر خالیست تو بهترین خبرِ روزگاری بی خبری و در میان جهان جای این خبر خالیست به چشمهای پر اشک تو دیده دوختهام کویرِ تب زدۀ چشم من اگر خالیست ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد