شب شده و باز اومدم کنارت

شب شده و باز اومدم کنارت

[ حاج محمدرضا بذری ]
شب شده و باز اومدم کنارت
دوباره بغض و گریه‌ی شبونه
دوباره التماسِ هر شب من
زهرای من! بیا بریم به خونه

اشک غریبی منو ندیدی
این‌جا کسی رو غیر تو ندارم
انگار که من هم با تو جون سپردم
این‌جا مزار توئه یا مزارم؟!

نگاه به جای خالی‌ات می‌کنم
تازه می‌شه داغ دلم دوباره
بهونه می‌خوام واسه گریه کردن
زینب می‌ره چادرتو میاره

اشک حسن خوابو ازم گرفته 
یه لحظه آروم و قرار نداره
گاهی با گریه می‌ره توی کوچه 
اون‌جا رُو دیوار سرشو می‌ذاره

می‌گم چی شد حرفی بزن عزیزم
می‌گه بابا دلم می‌خواد بمیرم
هر چی تلاش کردم نشد که اون روز
جلوی سیلی‌زدنو بگیرم
...
این زندگی می‌شه دو بخش
اینو قبول دارن همه
علیِ قبل از فاطمه
علیِ بعد از فاطمه

نظرات