نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

فردوس گدای فضّهی اوست خاک کف پای فضّهی اوست احمد که خدا دهد سلامش مأمور بُود به احترامش در محضر او قیام میکرد با او به ادب سلام میکرد ای مادرِ انبیاء زِ آدم ای قدّ نبی به محضرت خم کی گفته که قبر تو نهان است؟ قبر تو فراتر از جهان است بالله قسم ای رسول را اُمّ عالم شده در مزار تو گم بالله به بهشت ناز داری تو کِی به فدک نیاز داری؟ تو بهر علی قیام کردی خود را سپر امام کردی دردا که تو را به خانه کشتن با ضربتِ تازیانه کشتن تا چند کنایه و اشاره والله شکست گوشواره گیرم زِ علی دو دست بستند بازوی تو را چرا شکستند؟ این خبر روح و روان همه را میآزرد مردِ خیبرشکنِ شهر زنش سیلی خورد گیرم آتش به جفا، دَر که نباید میسوخت آشیان سوخت، کبوتر که نباید میسوخت آتش اینبار گلستان نشد انگار ولی گل و گلزار پیمبر که نباید میسوخت کینه دارند در این شهر همه از پدرم وسط حادثه مادر که نباید میسوخت گل در آتش اگر که جمع شود دیگر آن را نمیشود وا کرد رک بگوییم مادرِ ما سوخت شعله با صورتش چه بد تا کرد دومی داد زد سر زهرا یک نفر هم نگفت بیجا کرد صدف افتاد گوهرش افتاد نسل سادات لطمه پیدا کرد دیوار و در مجال تقلّا نمیدهد باید برای بالِ شکسته فضا گذاشت در هیچ مسلکی زدنِ زن روا نبود لعنت بر آن که بدعتِ خود را بنا گذاشت وقتی که گفت فضّه خُذینی علی نشست مشکل زنانه بود که زهرا رها گذاشت تو که میسوختی محسن عجب آغوش گرمی داشت از این غم هیچ کس مثل رباب آتش نمیگیرد نُقل و نباتم بپاش من پسر آوردهام قابله چون میخ بود پشت در آوردهام بگذار کس نداند در پشت دَر چه بگذشت من لب نمیگشایم محسن زبان ندارد **** حالا که جمعیم دورِ هم عمو رو هم صدا کنم چی؟ به موی من دستی بکِش شونه برات کنم چی؟ گوشواره نیست گهواره هست با حرمله دعوا کنم چی؟ با روسریم برا سرت عمّامه دست و پا کنم چی؟ من میفهمم نفَسِ بریده رو صورتِ روی زمین کشیده رو پُر شده پیکرم از کبودیا بردنم محلّهی یهودیا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد