نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

حجت الله است بر جمع امامان فاطمه در مقاماتش فقط حیدر به زهرا میرسد احترام است و سلام و دست را بوسیدن است اوّلین کاری که پیغمبر به زهرا میرسد فاطمیه، خاکریزِ جبههی پیروز ماست غیرتِ ما پشتِ این سنگر، به زهرا میرسد بیحرم نه، این حرمها مرقد پنهان اوست هرکه آمد بین این معبر، به زهرا میرسد خادمان هر حرم، خُدّام بیت فاطمهاند هرچه خدمت میکند نوکر، به زهرا میرسد راه، دشوار است امّا انتهایش روشن است نامهی اعمال ما آخر به زهرا میرسد کار اگر سخت است در هول قیامت، غصّه چیست دست ما وقتیکه در محشر به زهرا میرسد قبل از آنیکه بریزد اشک از پلکت به روت گریهی این چشمهای تَر، به زهرا میرسد تازه هنگامِ شروع گریههای مجتبی است روضهخوان وقتیکه بر منبر، به زهرا میرسد نه عیادت میکنند و نه سلامی، جای شهر شب به شب تا صبح، یک دختر به زهرا می رسد میکند یادِ در و دیوار، میبیند هنوز ردّ خون رفته تا بستر به زهرا میرسد هیزم و آتش که آمد فاطمه فریاد زد که دفاع از خانهی حیدر، به زهرا میرسد در به روی مادر ما خورد، محسن حسّ نمود زودتر از شعله، میخ در به زهرا میرسد سهم مولا یک طناب و سهم زهرا یک غلاف ضربهها هی پشت یکدیگر به زهرا میرسد خواهری بالای تل و مادری در قتلگاه در شلوغی ضجهی خواهر به مادر میرسد پیکرش هرچند بر تیغ حرامیها رسید اما شام فردا در تنوری سر به زهرا میرسد ***** گل رنگ نیلوفر نمیخواد آتیش وخاکستذ نمیخواد وا کردن راه یه خونه آوردنِ لشکر نمیخواد وقتی با لشکر اوباش اومد خنده و هلهله همراش اومد جوری زد لگد به زهرای من که صدای استخوناش اومد به جون باغ من با تیشه افتاد یه جوری زد که بار شیشه افتاد اونکه از پا افتاده دنیامه اونکه داره میسوزه زهرامه ***** به سمت گودال از خیمه دویدم من شمر جلوتر بود دیر رسیدم من آتش است اینجا نسوزی چون سپند یا برو یا اینکه چشمت را ببند با نگاهش حرفها میزد حسین پیش زینب دست و پا میزد حسین
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد