تصویر حاج محمدرضا بذری - بهشت آرزوی من گمانم بهتری خانوم

بهشت آرزوی من گمانم بهتری خانوم

[ حاج محمدرضا بذری ]
بهشتِ آرزوی من گمونم بهتری خانوم
خداروشکر که بازم خودت پشت دری خانوم

یه‌خورده استراحت کن همینه خواهشم از تو
جلو پام پا نشو اینقدر خجالت می‌کشم از تو

با اینکه زخمیه دردی داری می‌سوزی می‌سازی
با این دست و‌َرَم کرده برا من سفره می‌ندازی

می‌خوام دستای بی‌جونِ منو بازم بگیری تو
سرت چی اومده داری نشسته راه می‌ری تو

چشای من پر از اشکه که چشماتو نبندی تو
حالا حسرت به دل موندم یه‌بار دیگه بخندی تو

تو افتادی ز پا امّا علی رو رو به راه کردی
دیدی آخر تو این خونه پای تابوتو وا کردی

حالا اون‌که شبش تاره منم زهرا منم زهرا
اونی که دست به دیواره منم زهرا منم زهرا

مگه از یاد من میره به سنگ غم محک خوردی
حلالم کن سر من از کَس و ناکَس کتک خوردی

شیار در گرفت آتیش روی پهلوت شیار افتاد
طناب از دست من وا شد ولی دستت ز کار افتاد

مگه از یادم من میره چه حرفایی شنیدم آه
من اون مسمارو از سینه‌ت خودم بیرون کشیدم آه
*****
عشق تصویری ز مجنون می‌کشید
عکس یاس غرق در خون می‌کشید 

فاطمه با ذکر یا حیدر مدد
میخ را از سینه بیرون می‌کشید

مرا مغیره چو بیند به خنده می‌گوید
حسن سلام مرا به خدمت پدر برسان
*****
کمی به فکر خودت باش کار خانه مکن
بیا و خستگی فضّه را بهانه نکن

خیال کن که در الا به صورت تو نخورد
توجّهی به کبودی تازیانه نکن

تو شانه دست گرفتی و شانه کردن مو
برای دست شکسته بد است شانه نکن

برای من کمی از ماجرای کوچه بگو
فقط به فضّه نگو روضه را زنانه نکن

بس است گریه‌ی دستاس را در آوردی
خمیر را تو به این وضع چانه چانه نکن

حسن به گریه‌ی نیمه شب تو حساس است
به‌خاطر دل او گریه‌ی شبانه نکن
*****
جون به لب اومده دیگه
حسن که چیزی نمیگه

یعنی به غیر از مجتبی
شاهدی نداشت کوچه آه

دیوار تو بگو
بگو دلیل بغض بی‌صدا چیه؟
علّت خودخوری مجتبی چیه؟
قضیه‌ی سیلی بی‌هواچیه؟

دیوار تو بگو
بهار که بی موقع بشه خزون چیه؟
رو خاک نشستن زن جوون چیه؟
رو خشت خاکیه تو ردّخون چیه؟

جون به لب اومده دیگه
حسن که چیزی نمیگه

چرا یکی از اون دعوا
نمیگه یه چیزی به ما

شلّاق تو بگو
چطور زدن به روی مادرش
نشست و دستاشو گرفته رو سرش
یجور زدن تا که ببینه شوهرش

شلّاق تو بگو
چطور لگدهای تو پهلوشو گرفت
چطور زدی که دور بازوشو گرفت
یجور شده که از علی روشو گرفت
*****
دست من بسته ولی دست مغیره باز بود
زد تو را تا که بگیرد زود‌تر جان مرا

آرزوهای مرا در پشت در آتش زدند
کاش می‌بستند به جای دست چشمان مرا
*****
درد اگه نشه دوا خوب نمیشه
رگای شده جدا خوب نمیشه

جای تازیانه خوب شده ولی
جای ناخنش چرا خوب نمیشه

حرمله گلشنمو ازم گرفت
گل رو دامنمو ازم گرفت

من اگه لالا نگم دق می‌کنم
لالایی گفتنمو ازم گرفت

سر شب تا سحرش می‌زدنش
سوخته بود بال و پرش می‌زدنش
سر قبر پسرش می‌زدنش
*****
نیزه می‌خواد بی نقابت ببره
بهره از بوی گلابت ببره

وقتی نیزه‌دار داره تابت میده
لالایی میگم که خوابت ببره

اشک  ابر تو مگه یادم میره
قتل صبر تو مگه یادم میره

کفن و دفن تو اگه یادم بره
نبش قبر تو مگه یادم میره

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حاج محمدرضا بذری حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

محبوب‌ترین‌های حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

محبوب ترین‌های حاج محمدرضا بذری

نواها‌یی با همین ‌شعر

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد