تصویر حاج محمدرضا بذری - در خزان فرصت دیدار بهار آمده است

در خزان فرصت دیدار بهار آمده است

[ حاج محمدرضا بذری ]
در خزان فرصت دیدار بهار آمده است 
دشت، سر سبز شد و عطر نگار آمده است 
بند دلهای عوالم به وجودت بند است 
حمد، مخصوص خداییست که بی مانند است

باغ را می‌نگرم، بوی تورا می‌جویم 
کوه را می‌نگرم مدح تورا می‌گویم

آیه‌ها آیینه‌ی‌ ذات تو هستند همه 
چشمه‌ها چشم شده، مات تو هستد همه
 
جلوه‌ات پرتو توحید به ما تابانده 
عقل از فهم کمالات تو عاجز مانده 

به جلال و جبروتت، به کمالت سوگند 
به رسیدن به محالات محالت سوگند 

(کیست الگوی پرستیدنت الا زهرا 
رمز بخشایش شیعه‌ست همین یا زهرا)۲

سایه‌ی چادر او روی سر ما سند است 
بخدا مادر ما مادری‌اش را بلد است 

چادرش پوشش نور است در اندیشه‌ی ناب 
بهترین ارثیه‌ی فاطمه بوده‌‌است حجاب 

آفتاب از شب پر دامنه راحت شده است 
خطبه‌ی فاطمه خورشید هدایت شده است 

یاد داده‌است به ما یار امامت باشیم 
تا دم آخرمان پای ولایت باشیم 

قوم در قوم دلیران قوی متحدیم 
نسل در نسل به این باورمان معتقدیم 

همدلی راز سرافرازیه ایرانی‌هاست 
ذکر یا فاطمه سربند سلیمانی‌هاست 

سایه‌ی جنگ کجا، پرتو خورشید کجا 
صحبت یأس کجا، کشور امید کجا 

ما که عمریست پر از شور حسینی هستیم 
همه دلبسته‌ی میراث خمینی هستیم 

رمز پیروزی ما همدلی و وحدت ماست 
بلکه ایران قوی ضامن امنیت ماست 

دشمن از غیرت ایرانی ما می‌ترسد 
و ز آقای خراسانی ما می‌ترسد 

در دل معرکه موسی شدنش را دیدیم 
یک تنه راهیه دریا شدنش را دیدیم 

رفته آن روز که صد تیر یه هر سو بزنید
وقت آن است در این معرکه زانو بزنید 

گر شما جنگ طلب، جنگ بلد ما هستیم 
آنکه از ریشه شمارا بزند ما هستیم 

غیرت از روز ازل در نفس این ایل است 
ذکر لالاییه ما مرگ بر اسرائیل است 

غرق زخمیم، ولی فاتح میدان هستیم 
اهل جمهوری اسلامی ایران هستیم 

(به فدای وطنم، جان من و اولادم 
بازهم یاد امام و شهدا افتادم)۲ 

شهدا فاتح میدان ارادت بودند 
شهدا گوش به فرمان ولایت بودند 

حاج قاسم ز رفیقان شهیدت چه‌خبر 
از غم باقری و داغ رشیدت چه‌خبر 

هر طرف می‌نگرم شاخ گلی افتاده
آه از خنده‌ی نورانیه حاجی‌زاده 

با سلامی که به این قافله پیوست بگو 
قامت صبر همه خم شد و نشکست بگو 

اما مژده این است که ام‌الشهدا فاطمه است 
بهترین راه رسیدن به خدا فاطمه است 

ما که مانند علی مقتدر مظلومیم 
(مگر از مادری مادرمان محرومیم)۲

غم عالم به در حیدر کرار نشست 
شیشه‌ی عمر علی پشت در افتاد، شکست

من که نود زخم از احد دارم
که هیچ زخمی سخت تر از زخم بستر نیست 

چندیست نان نپخته و کاری نکرده‌ام
شرمنده‌ی کنیزم از این خانه داری‌ام
 
همسایه‌ها به مردنم انگار راضی‌اند 
دلگیر از این محله و این همجواری‌ام
 
زخمم به یک اشاره دهن باز می‌کند 
شب تا سحر مراقب این زخم کاری‌ام

(تو که می‌سوختی محسن عجب آغوش گرمی داشت)۲
(از این غم هیچکس مثل رباب آتش نمی‌گیرد)۲

یا حسین...
علی‌ مع الحق، والحق‌ مع العلی...
****
(در هجوم بی‌یاری فاطمه به پا برخواست)۲
(مادرم به یاریِ حق مرتضی برخواست)۲

با همه تاب و توان خویش
با دم بیان خویش 
او ایستاد
(پای امام زمان خویش)۲

این شعار مادر ساداته 
جونمو میدم برا اثباته

علی‌ مع الحق، والحق‌ مع العلی...

(فاطمه زمین خورده
تا که دین به پا باشه)۲
پرچم هدایت در
دست مرتضی باشه

(جلوه‌ی عظت و اقتدار
هر نفسش شده نذر یار
با زهرا
نام علی شده ماندگار)۲

توی کوچه می‌دوید و می‌گفت
خون ز پهلو می‌چکید و می‌گفت

علی‌ مع الحق، والحق‌ مع العلی...

((اذا اراد‌الله بعبد خیرا)۲
(دهد به او هدیه محبت زهرا))۲

(سرمایه‌ی محبت زهراست دین من 
من دین خویش را به دو دنیا نمی‌دهم)۲
گر مهر و ماه را به دو دستم نهد قضا 
(یک‌ذره از محبت زهرا نمیدهم)۲

یا زهرا، یا زهرا...

(اذا اراد‌الله‌ بعبد خیرا)۲
(شود نصیب او ولایت مولا)۲

شادم که جز ولایت و مهر فاطمه 
چیزی نمانده از ولایت دنیا مرا علی 
عمریست گفته‌ایم فقط یا علی مدد 
(آری مدد ز غیر تو ننگ است یا علی)۲

حیدر، حیدر...

یا فاطمه ای منشأ خیر و برکات
مهر تو بوَد قبولیه صوم و صلاة
فرمود نبی خدا گناهش بخشد 
هرکس که به فاطمه فرستند صلوات

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حاج محمدرضا بذری حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

محبوب‌ترین‌های حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

محبوب ترین‌های حاج محمدرضا بذری

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد