نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

سلامالله علی القاسم و احلی من عسل قاسم علی عینی علی رأسی الا یا ایها القاسم آه، شد برون از خیمه همچون ماه بوسه زد بر دست ثارالله تا شود راهی قربانگاه بسکه دارد روی زیبایش نمک بسته آقا بر رُخش تحت الحنک میکند حتی به پای او قیام ابرو باد و ماه و خورشید و فلک قاسم ابن المجتبی مولا مدد(۴) خلیل بت شکن اومد به رزم تن به تن اومد نگو قاسم، نگو قاسم حسن ابن الحسن اومد آه، تازه داماد بنی هاشم سمت میدان میشود عازم قال انابن الحسن قاسم بعد بسم الله الرحمن الرحیم زد به لشگر مرحبا ابن الکریم کرببلا گشته تکرار جمل مرحبا ای نور احلی من عسل قاسم بن مجتبی مولا مدد(۴) نه خُود و نه سپر دارد حسن زادس جگر دارد عدو را زد به یک ضربه که این ارث از پدر دارد آه، آیههای حق شده نازل بهر قوم و لشگر باطل جان به شاگرد ابوفاضل رزم قاسم حاوی این مطلب است گوییا جنگ علی با مرحب است ماه خیمه روبروی ازرق این جلوهای از یک قمر در عقرب است قاسم بن مجتبی مولا مدد(۴)
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد