نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دومادمونه، این بدنی که رو زمین غرقِ به خونه عزیزِ نجمهاست، اونیکه اشک بی کسی میریزه نجمهاست حسن نبودی، گل پسرت رو کشتن از سر حسودی پیر و جوون ما رو با عصا زدن نیزشونو بی هوا زدن لگد به پهلو چرا زدن، مثل مادر کینهی جمل به قاسم تلافی شد براش همین زخما کافی شد نعلای اسبم اضافی شد، شد دردسر (حسن، برس به دادم مونده رو خاکا تازه دومادم) دومادمونه، حیفه که اینجور زیر دست و پا بمونه چشاشو بسته، داره میاد صدای استخون شکسته رمق ندارم، اینهمه نیزه رو چجوری در بیارم کجایی حسن یتیمت رو بد زدن رو صورتش با لگد زدن از روی بغض و حسد زدن، آه از دنیا زنده بودنش میدونم شده محال ولی تو از من نکن سوال چرا تنش شد هلال هلال، وای از اسبا (حسن، برس به دادم مونده رو خاکا تازه دومادم) ۲ دومادمونه، کاش به عروسش یکی پیغام برسونه تموم شده کار، بره آماده شه برا کوچه و بازار چه انتقامی، منتظرن قبیلهی ازرق شامی صف میکشن جلو ناموس ما تو شام میان همه واسه انتقام چی بگم از مجلس حرام، ای با غیرت جلو زنها سر قاسم رو نیزههاست وقتی تو بازار برو بیاست میگن سنان خیلی بی حیاست، وای از غربت (حسن، برس به دادم مونده رو خاکا تازه دومادم) ۲
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد