نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

این نوهی فاطمه ابنُ الحسن قاسمه خَلقاً و خُلقاً شبیه قمرِ بنیهاشمه قدم قدم قدم آهسته برمیداره جنگیدنش خطر داره آخه دستپروردهی علمداره چه تلاوتی ماشاءالله چه قیامتی ماشاءالله انگار حسن اومده میدون چه ابهتی ماشاءالله ای جان ای جان ای جان، اومده دنبالِ خَیرالعمله ی جان ای جان ای جان، پسرِ ارشده شیرِ جَمَله... چه گرد و خاکی کرده شاخ شمشادِ حسین همش حریف میطلبه این تازه دامادِ حسین رجز رو لبهاشه خونِ علی تو رگهاشه از چشم بد به دور باشه همیشه حرز فاطمه به همراشه مردِ تن به تن ماشاءالله یَلِ صف شکن ماشاءالله از نسل و از تبار شیران اقتدارِ حسن ماشاءالله ای جان ای جان ای جان تو رشادتش ضربالمثله ای جان ای جان ای جان پسرِ ارشده شیرِ جَمَله...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد