میوهی قلب حسنم، جوشن میشه کفنم باید به عشق فاطمه، به قلب میدان بزنم جان منه عموی من، همینه گفتگوی من خون حسن توو رگمه شهادت آرزوی من شاخه شمشاد حسن، شاه داماد حسین با هر ضربه میگفت: زنده باد یاد حسین أنا ابن الحسن بسم الله (تویی عشق من ثارالله)۲... ازرق شامی کیه که، بتونه قد علَم کنه قاسم باید از سرت، شرّ عدو را کم کنه پشت سرم تا به ابد، دعای خیر فاطمهست استاد نبرد من، جناب شاه علقمهست جان جانان حسن، روح و ریحان حسین یه وزیر لایقه، یا که سلطان حسین به سمت عدو بسمالله، ابالفضل میگه ایوالله أنا ابن الحسن بسم الله، (تویی عشق من ثارالله)۲... بی همگان بهسر شود بی تو بهسر نمیشود الان وقت غیرته جای دگر نمیشود اگر به من اذن بدی شروع به رجز کنم مثل عقاب صحنهی معرکه را عوض کنم چشم امید حسن ماه و خورشید حسین غوغا میکنه با مُهر تایید حسین خود حیدر بسمالله، رجز میگه با یا زهرا أنا بن الحسن بسم الله، (تویی عشق من ثارالله) ۲