نظرات
1 نظر ثبت شده

کاربر ناشناس کاربر
خیلی خوب خوندی😘
۲۷ مرداد ۱۴۰۳

با دست عمو رد میشه، از زیر قرآن چون شیر غران آمده، قاسم به میدان جانم به تکبیرش، به رقص شمشیرش از مِیمَنه تا مِیسَره، میدان در تسخیرش قمر حسن، شیر نرِ حسن بچه شاهینی با بال و پر حسن ثمر حسن، دلاور حسن صدهزار ماشاالله، پسر حسن اِن تَنکُرونی فَاَنابنُ الحسن... طوفان به پا میکنه در، اوج آرامی اومده کابوس شبِ، اَزرَقِ شامی نوهی کرار و، عشق علمدار و شمشیر نمیخواد با رجز، میکشه اعدا رو مَثَل حسن، ای بَدل حسن ای به قربونش، قلب عسل حسن انگار اومده از بغل حسن یل یادآور جنگ جمل حسن
1 نظر ثبت شده

خیلی خوب خوندی😘