نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

می درخشی تو صحرا ، مثل ماه بنی هاشم ... چه صلابتی می بینم تو نگاه تو یا قاسم ... شش گوشه ی دلم رو پر می کنه حرم رو عطر تنت زندگی دوباره ، بوی حسن رو داره پیراهنت ... حال منو هیچ کی نمی دونه ، نرو دلهره می گیرم آخه رحمی که من پیرم ، بسه داغ علی اکبر ... اگه زخمی شی می میرم ... ای وای ، ای وای ، ای وای ... ***** تو چشام ابر بارون داره پشت تو می باره ... مگه میشه دلم دست از دل زار تو برداره ... اشکمو درآوردی ، دل عموتو بردی ، گریه نکن ... قربون بازوبندت ، این اقبال بلندت ، گریه نکن ... برا تو یه خیمه پریشونه ، چی میاد به سر ابروت میشه چشمه ی خون گیسوت ... منو می کشه می دونم بخدا ورم بازوت ... ای وای ، ای وای ، ای وای ... ***** با همون شال سبزت ، رد شو از زیر قرآنم ... تو انا ابن الحسن میگی ، من صدا می زنم جانم زاده ی ذوالفقاری ، میری و بی قراری قاسم من .. جلوه ی مجتبایی ، یوسف کربلایی قاسم من ... خدا می دونه که دلم خونه ، نکنه روی خاک پاتو بکشی ، منو باباتو بُکشی جلو چشماتو ... قربون قد و بالاتو ... ای وای ، ای وای ، ای وای ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد