نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

عمو جان چی اومد سر پیکرت آخه اینجور شکستی تنت هر طرف ریخته و هر دو تا چشمُ بستی قاسم جان عمو جان ز بس که کشیدن تو رو رو زمین قد کشیدی عزیزدلم کشتنت بین گودال بریدی قاسم جان غم از زخم قلب عمو شد واویلا تنت از زیر سم زیر و رو شد واویلا دلم خون شده حال و روزت داغونِ تو رفتی و غم من شروع شد بمیرم چقدر نیزه و دشنه ریخته به دور و بر تو چه درهم شده یادگار حسن پیکر تو قاسم جان بمیرم تو این دشت و صحرا دارم چند تا قاسم میبینم باید تو عبا مثل اکبر تنت رو بچینم قاسم جان با سر نیزه جسم تو وا شد واویلا عزادار تو مجتبی شد واویلا تا دیدم عمو صورتت رو میگفتم چطور تو دهن نیزه جا شد واویلا بلند شو عموت بین این دشت و صحرا خدایی غریبِ نده بیشتر از این عذابم عمو بی حبیبِ قاسم جان بلند شو که دیده به راه توی خیمهها مادر تو بدون میکنه دق ببینه تن پرپر تو قاسم جان بلند شو شکسته دل من واویلا چی اومد سرت ای گل من واویلا نمونده رمق توی پاهام دل خونم نشو قاسمم قاتل من واویلا غوغا بود تا غروب روی سرت دعوا بود غوغا بود غوغا بود سر تو رو دامن زهرا بود غوغا بود غوغا بود آخ زینب جون خواهرت رسیده برلب چند تا بیحیا سوار مرکب رو تنت دویدن جلو چشم مادرت وای وای وای پا گذاشت رو حنجرت وای وای وای خنجر رو حنجرت وای وای وای
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد