نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

زیر نور ماه میگم صلی علی اباعبدلله لعنت به دنیایی که کارمو به جایی انداخت گریه میکنم از اینکه بین ما جدایی انداخت من دلم برات تنگه پسرعمو کوفه هشر نیرنگه پسرعمو اینجا صحبت مهمونی دیگه نیست اینجا صحبت جنگه پسرعمو از حال میبرن مهمونو اینا ته گودال میبرن خیرات میکنن رو خاکا مقتل الاعضات میکنن برگرد یا حسین توی این پرتگاه وصیت کردم نیا اباعبدلله روی دارالعماره گریه میکنم به حالت من نگرانم از اینکه میای با اهل و عیالت کوفه شهر آزاره پسرعمو شمر و حرمله داره پسرعمو چهار هزارتا تیرانداز آمادهی قامت علمداره پسر عمو پیرت میکنن با داغ جوون زمین گیرت میکنن راحت میزنن سه شعبه به گلوی شش ماههات میزنن (برگرد یا حسین )۳ مشکل این راه رقیه جان و نیار اباعبدلله کاش جای تو عزیزم پیرهنم بره به غارت جای دختر سه سالت دخترم بره اسارت کارم آه و افسوسه بد تر از یه کابوسه پسرعمو از غروب عاشورا دیگه ببر روضههای ناموست پسرعمو دشوار میبرن مخدرات و کوچه و بازار میبرن بی یار میبرن عقیله رو به مجلس اغیار میبرن
هنوز نظری ثبت نشده