نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

حسینجان اِی آبروی دو عالَم نگینِ سلیمان به حَلقهی خاتَم خدا را از اینم چه چاره کنم؟ خداحافظ، اِیبرادرِ زینب به خون غَلتان، در برابرِ زینب خدا را از این غم چه چاره کنم؟ تَنَت بیسَر روی ریگِ بیابان سَرَت بیتَن روی نِیزهی اَعدا خدا را از این غم چه چاره کنم؟ خودم میرَوَم سوی دشت و دیارم
هنوز نظری ثبت نشده