خنجر کشید شمر
علی نجفیپسندیدن71
بازدید10.2K
اَباعبدلله، اَباعبدلله... خنجر کشید، نَفَست بُرید خواهرت از تَلّ تا، قتلگاه دوید همه اومدند، تورو میزدند تو شلوغی از راه، خواهر رسید یکی دورِ گودال و داره بیهوا میزنه یکی بِینِ گودال و داره دست و پا میزنه دیدم شِمر به حالت میخندید، حسینجان از این داغ نَمُردم ببخشید، حسینجان حسین، حسین...