نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

اَباعبدلله، اَباعبدلله... خنجر کشید، نَفَست بُرید خواهرت از تَلّ تا، قتلگاه دوید همه اومدند، تورو میزدند تو شلوغی از راه، خواهر رسید یکی دورِ گودال و داره بیهوا میزنه یکی بِینِ گودال و داره دست و پا میزنه دیدم شِمر به حالت میخندید، حسینجان از این داغ نَمُردم ببخشید، حسینجان حسین، حسین...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد