نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

سایۀ لطف تو کاش از سر ما کم نشود اشک ما خرج به جز ماه محرم نشود زُهد بسیار بدون تو برایم هیچ است طی این مرحله بی اشک دمادم نشود محتسب تا سگ کوی تو نگردد بیشک تا ثریا برود باز هم آدم نشود اشک کالای گرانیست به هرکس ندهند هر زمینی بخدا صاحب زمزم نشود اشک من روزی یکسال مرا با خود داشت روزی هیچکس اینگونه فراهم نشود هرچه دلسرد از این وضع گرانی باشیم چیزی از گرمی این بزم عزا کم نشود شده از نان شب خانۀ خود هم بزنیم مانعی سّد عزادار محرم نشود من فقط آمدهام در غم تو گریه کنم هیچ کاری به عزای تو مقدم نشود ذکر تو مستی ما در وسط هیئت بود لذتی بیشتر از گفتن این دم نشود راه ما راهِ حسین ابن علی خواهد بود سر ما پیش یزیدان زمان خم نشود التیام جگر سوختۀ تو اشک است حیف بر ماتم اولاد تو مرهم نشود ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد