
زبونم لال حسین، ته گودال حسین یه نفر گفت بهت، کَیفَ احوال حسین پدرت ساقی کوثره، بهت آب بده بگو بهت آب بده تشنهای بگو که مادرت بهت آب بده بگو بهت آب بده تا دلت بخواد نیزه هست حسین دیدی آخر دل خواهرت شکست حسین تا دلت بخواد بی مروتن تو کجا و زیر نیزه دست و پا زدن نفست تنگ شده سرِ تو جنگ شده بدنت زخمیِ نیزه و سنگ شده پدر تو پدر خاک مگه نیست بگو که خاکت کنه پدرت صاحب لولاکه مگه نیست حسین بگو که خاکت کنه تنِ بی سرت شد رها حسین تا که شاید برسن دهاتیا حسین پیرهن تو رو کی به تن کنه این محاله تنتو کسی کفن کنه ***** گلی گم کردهام میجویم او را به هر گل میرسم میبویم او را گل من یک نشانی در بدن داشت یکی پیراهن کهنه به تن داشت ***** او میدوید و من میدویدیم او سوی مقتل من سوی قاتل او مینشست و من مینشستم او روی سینه من در مقابل او میکشید و من میکشیدم او خنجر از کین من ناله از دل ***** به سمت گودال از خیمه دویدم من شمر جلوتر بود دیر رسیدم من سر تو دعوا بود ناله کشیدم من سر تو رو بردن دیر رسیدم من یه گوشهی گودال مادر و دیدم من که رفته بود از حال، دیر رسیدم من افتان و خیزان و نفس بریدهم من ای حسین حسین حسین...