
(بارون سنگها از همه سو و سَیَعلَمُ الَّذینَ ظَلَمو)۲ مقصد نیزههاشون، پهلو و سَیَعلَمُ الَّذینَ ظَلَمو خدا داره میبینه چقدر شلوغه گودال حسین گیر افتاده تو وسط این جنجال (کمتر اذیتش کنین نزدیک سه ساعته توی گوداله)۲ کمتر اذیتش کنین چشم مادرش خیره سوی گوداله (کمتر اذیتش کنین این هزار و چندمین زخم شمشیره)۲ کمتر اذیتش کنین (تیرها دخیل بستند به گلو وَ سَیَعلَمُ الَّذینَ ظَلَمو)۲ قرآن فاطمه شد زیر و رو وَ سَیَعلَمُ الَّذینَ ظَلَمو خدا داره میبینه، نشسته روی سینه آبش نمیدی باشه، خنجر نکش از کینه کمتر اذیتش کنین خواهر میبینه دست و پا میزنه کمتر اذیتش کنین پیرمردی داره با عصا میزنه کمتر اذیتش کنین جای سالمی نمونده رو تنش کمتر اذیتش کنین لااقل به قارت نبرید پیرهنش کمتر اذیتش کنین یا اباعبدالله مظلوم بودی و از آب فراط محروم بودی و تنها بودی و فکر خیمهی زنها بودی و ای حسین **** مقتل نوشته نیزه به پهلویتان زدن حتما شبیه مادرتان بیهوا زدن