
سر نخواهم کرد خم، پیش کسی الا حسین قلب من خورده به نام، نامی مولا حسین در رهش امروز هر کس، یک قدم برداشته خوب میداند تلافی میکند، فردا حسین آه از آن روزی که خلوت میشود، دور مزار بعد میبینی که مانده پیش تو، تنها حسین بندگان شیخ و شاه و مال و دنیا نیستیم از همه عالم کفایت میکند، ما را حسین شک ندارم نوکران را، از صف یوم الحساب میکشد بیرون ملَک، میگوید اینها با حسین ابر و باد و ماه و خورشید و فلک، در مشت اوست لحظهای ابرو بیاندازد اگر بالا، حسین کوله باری از گناه آوردهام، چون گفتهاند با دو قطره اشک، پاکش میکند یکجا حسین رمز و راز کاف و ها و یا و عین و صاد، اوست کَلْمَةُ الحسنی حسین و عُروةُ الوثقی حسین بس که بخشیدهست میترسم، میان قتلگاه شمر را بخشیده باشد روز عاشورا، حسین مادرم میگفت اگر شوق حرم داری بگو بعد تسبیحات بیبی حضرت زهرا، حسین هر که دلتنگ است بسم الله، هموار است راه خرج چندانی ندارد کربلا، یک یا حسین روضهخوان شب به شب، غمگین به منبر میرسد با همان یک یا حسین، از سر به آخر میرسد روضهها از پسر، تحویل بابا دادهام از سر بر نیزهی بابا، به دختر میرسد