ساحت عرش غرق غم ها بود

ساحت عرش غرق غم ها بود

[ سیدرضا نریمانی ]
ساحت عرش، غرق غم‌ها بود
جگری در حصار سم‌ها بود

ناله‌ی او به آه بند شده
دادِ انگورها بلند شده

گرچه بعد از غم تو طی شده دورانی چند
ما ندیدیم در این شهر رفیقانی چند

شهر من، نان مرا خورد و نمک‌گیر نشد
هیچ‌کس مثل من از زندگی‌اش سیر نشد
 
حقِ ما را سر هر قِصه که می‌شد خوردند
قاتلِ مادرِ من‌ را روی منبر بردند
 
باخبر نیست در عالَم کسی از حال حسن
قنفذ از کوچه‌ی ما رد شد و خندید به من
 
آن چهل مرد که آتش‌زنِ جَنَّت بودند
در صفِ اولِ هر وعده جماعت بودند
 
شیرِ غرّانِ جمل بودم و تاوان دادم
سال‌ها قبل در آن کوچه‌ی بد جان‌ دادم

مادرم از دلِ آزرده‌ی من باخبر است
مرگ از دیدن قُنفُذ به‌خدا خوب‌تر است
 
مثل آن پهلوی زخمیِ گرفتار شده
جگر پاره‌یِ من، پاره‌ی مسمار شده
 
کاش ثانی، عوضِ فاطمه من‌ را می‌زد 
جای مادر لگدش را به تنِ ما می‌زد


*****

سرم رفته از بس توی سر صدام
سرم رفته از بس سرم داد زدن

نگو که چرا موم سفیده آخه
یه لحظه خودت رو بذار جای من

خواب دیدم که تنت رو زمین
نفس می‌زدی، گلوتو بُرید

گریه کردم همون که زدت
اومد منو زد، موهامو کشید

او می‌کشید و من می‌کشیدم
او می‌بُرید و من می‌بُریدم

پربازدید ترین شعر روضه سیدرضا نریمانی محرم و صفر امام حسین (ع)

پربازدید ترین شعر روضه محرم و صفر امام حسین (ع)

محبوب ترین محرم و صفر امام حسین (ع)

نظرات