نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

شرم دارم که بگویم، سخن از تشنه لبی تشنه آن بود که میگفت به لشگر، جگرم خیال کن که منم یک جُزامیَم آقا حرم نداره، من بمیرم که مجتبی حرم نداره برام سؤاله، یه امام با این کرم چرا حرم نداره؟ حرم میسازیم، مثل امام رضا برات حرم میسازیم ما که برا حسین ضریح ساختیم، برا تو هم میسازیم دنیا به چه دردی میخوره وقتی دقیقهها شده برام اسارت دنیا به چه دردی میخوره وقتی نمیتونم برم حرم زیارت از کوچمون برو برو
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد