نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ز جمعههای بدون تو خستهام آقا شکست خوردهی هجرم شکستهام آقا بیا شبیه همیشه قرارمان باشی عزیز فاطمه دیگر کنارمان باشی بیا برای شفای جهانِ دل مرده بیا برای دل ما که سخت آزرده بدون تو همگی خسته و گرفتاریم میان غربت غیبت فقط تو را داریم به مردگان زمانه حیات خواهی داد تو میرسی و مرا هم نجات خواهی داد نجات میدهیام از تمام طوفانها ای اتفاق بزرگ تمام پایانها نجات میدهیام چون ز آه لبریزم برای فاطمیه هر شب اشک میریزم برای روضهی مادر برای کوچهی شوم برای فاتح خیبر، برای یک مظلوم نوشتهاند عجب فتنهای به پا کردند برای چیست که انقدر هیزم آوردند نوشتهاند که آتش به چادرش افتاد و روضه خوان دگر این روضه را ادامه نداد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد