نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

درِ ورودی جنّت حریم ساحت توست بهشت گوشهی دنج حیاط خلوت توست صدایِ پهنهی لاهوت ذکر یا زهراست میان عالم بالا همیشه صحبت توست پیمبری که نماد اصول بندگی است زمان نافلهات محو در عبادت توست به استعانت لَولاک امام یعنی تو ولایت علوی پس همان ولایت تو به فکر سفرهی همسایههای خود بودی چقدر رنگ عطوفت در این روایت توست غذای گرم حسن را فقیر کویت خورد همین نشانهای از لطف بی نهایت توست هنوز نان تنور تو قوت غالب ماست هنوز رونق اطعام ما به برکت توست فقط اجازه بده تا بگویمت مادر تمام لذّت من دیدن محبّت توست تمام گریه کنان حسین مادریاند شروع عاطفهی اشک از مصیبت توست این سخن ورد زبانها افتاد دیدی آخر علی از پا افتاد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد