در ورودی جنت حریم ساحت توست
محمدرضا میرزاخانیپسندیدن2
بازدید700+
(درِ ورودیِ جَنَّت،حریم ساحت توست بهشت؛گوشهی دنجِ حیاط خلوت توست) ۲ صدای پهنهی لاهوت،ذکر یازهراست میان عالم بالا همیشه صحبت توست خدا به خاطر یک خندهی تو،میخندد رضای حضرت حق در یَدِ رضایت توست پیمبری که نماد اصول بندگی است زمان نافلهات،محو در عبادت توست به استعانت لولاک،امام یعنی تو ولایت علوی پس همان ولایت توست به فکر سفرهی همسایههای خود بودی چقدر رنگ عطوفت در این روایت توست غذای گرم حسن را فقیر کویات خورد همین نشانهای از لطف بینهایت توست هنوز نانتنور تو قوت غالب ماست هنوز رونق اطعام ما به برکت توست فقط اجازه بده تا بگویمت: مادر تمام لذت من دیدن محبت توست تمام گریهکنان حسین،مادریاند شروع عاطفهی اشک از مصیبت توست یکی ز مستمعین مجلست جبریل نه من بدبخت بیچاره خدای عزوجل روضهخوان هیئت توست توان نداشتهای تا سری تکان بدهی همین نشانگر اوضاع پر وخامت توست شب تولد زينب بلند شو مادر به جان زینبت امشب بلند شو مادر شب تولد زينب نفس بكش مادر بيا ز دست اجل دست پس بكش مادر شب تولد زينب بخند مادر جان دو پلك زخمی خود را مبند مادر جان فدای آنهمه احساس مادرانه تو شب تولد زينب كجاست شانه تو شب تولد من دست من كفن دادی به جای هديه به من كهنه پيرهن دادی یکی لباستو تَه گودال پرت کرد شلوغیِ خیمه حواستو پرت کرد عذاب کردنت، منعِ آب کردنت شبیه گندم ری آسیاب کردنت لباساتو بردن که خوارت کنن میخوان بعد مردن چکارت کنن؟ دوتا نیزه بس بود برا کُشتنت نیازی نبود نیزهزارت کنن حرف حق زد چقدر نیزه به خوردش دادند آب میخواست سر نیزه به خوردش دادند حرف حق زد دهنش را پر خون کرد سنان نیزه در حلق حسین کرد و درآورد،حسین حسین ای مظلوم آه ای مظلوم میخونم به زیر لب ای آروم ای مظلوم حسین ای مظلوم حسین ایعطشان آه ایعطشان کاشکی واست بمیرم آقاجان ایعطشان ،حسین ایعطشان حسین ایتشنه کشتن به زور تشنه ای تشنه سر گردونم ،منو به آغوشت برگردونم رحم الله من نادی یا حسین زندگی بینمک روضه تو شیرین نیست نمک شور تو بر کوه شکر نفروشم گریه آباد شدم خانهات آباد حسین به دو صد دُرّ و گهر دیدهتر نفروشم