تصویر مهدی اکبری - مثلا شفا گرفتی

مثلا شفا گرفتی

[ مهدی اکبری ]
مثلاً شفا گرفتی 
مثلاً پاشدی از بسترت 

راه میری عین جوونا 
دیگه خاکی نشده چادرت 

دست به پهلو نمی‌گیری 
به دیوار اصلاً نخورده سرت

درِ خونه مثلاً میخ نداره 
جای آتیش داره باران می‌باره

همه مردم به ما احترام می‌ذارن
کسی هیزم درِ خونه نمیاره 

گریه نکن که گریه‌هات قاتلِ جونِ مَنه
آخه مگه علی می‌تونه از تو دل بکنه 

فاطمه جان، فاطمه جان...

خانمان سوزترین داغ سراغم آمد 
سوزِ سوزنده‌ترین باد به باغم آمد

اوّلِ زندگی‌ام، زندگی‌ام ریخت به هم
هستی‌‌ام رفت مرا با شرر آمیخت به هم

عاقبت چشم و نظر، چشم مرا پُر نَم کرد
قدِ خیبرشکنم را غم زهرا خَم کرد

آتش کینه چه بد برگ و پرم را سوزاند 
ورق زندگی‌ام را لگدی برگرداند 

بر علیه‌ام همه‌ی شهر تَبانی کردند
خانه‌ی امن مرا، خانه‌تکانی کردند

به زمین خوردنِ من را همه آخر دیدند 
به امامی که زنش خورده زمین خندیدند

میخِ در تا به ابد آهِ مرا زخمی کرد 
پسرِ نارسِ در راهِ مرا زخمی کرد 

بر سرم هر چه زِ غم بود و نبود آوردند 
پهلوان بودم و من را به سجود آوردند

با بختِ بد اقبال شده من چه کنم؟
با غرورم که لگدمال شده من چه کنم؟

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

محبوب‌ترین‌های حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

محبوب ترین‌های مهدی اکبری

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد