
در نفسهای آخرم، بر زمين مانده پيكرم میچكد اشک غربتم بر قدمگاه مادرم بیقرارم در اين شام دلگير ندارم توان زير زنجير امان از تن خسته و پير رضا جان كجايی كه مُردم من از جدايی (من غريبم، غریبم، غریبم، غریبم) 3 صورت فاطمیِ من پُر ز رد كبودیه چون شكنجهگرم خدا نانجیبی يهودیه رد شلاق به روی تن من پر از زخم سر و گردن من شده پاره پيراهن من پر از آه و افسوس به لبهايم ذكر قدوس (من غريبم، غریبم، غریبم، غریبم) 3 (در دل آه و گريهها غُصهای میكُشد مرا) 2 با لب تشنه خواندهام روضهی شاه كربلا جد من را لبِ تشنه كُشتند بميرم زير دشنه كُشتند كسی را شبيهش نكُشتند سرش را بريدند تنش را در خون كشيدند (يا حسين جان، حسين جان، حسین جان، حسین جان) 3