
ای طبیبا نظری کن، دل بیمار مرا آنقدر گریه کنم، تا بخری بار مرا قدر یک سال فقط، گریه بدهکارم من کرمی کن بپذیر، عمر بدهکار مرا پهن کردم سر راه تو، بساطی ای دوست تا که رونق دهد احسان تو بازار مرا پرده پوشی تو پایم به حرم وا کرده به کناری نَزَدی پَرده اسرار مرا گردنی کج، سرِ پایین، به پناه آمدهام آمدم تا که تو سامان بدهی کار مرا آمدم تا که بگویم به خودم بد کردم تا که اسباب شفاعت کنی اِقرارِ مرا آخر کار شده، شوق شهادت دارم پس به تأخیر مَینداز تو دیدار مرا جان نثار تو شدن کار سلیمانیهاست در نگاهش تو ببین شاهد گفتار مرا حاج قاسم به خدا منتظر واقعی است مثل او کن به نگاهی همه رفتار مرا سامرا روضه به پا میکنی آقا تنها یاری خویش ببر دیدهی خونبارِ مرا چقدر بی ادبی شد به امام هادی سخت کرده بخدا روضهی او کار مرا جایِ معصوم مَگر بزم شراب است آقا گوش کن روضهی این قلب عزادار مرا توخودت گفته ای خون گریه کنم هر جایی که بگویند غم عمهی بییار مرا وسط بزم شراب عمهی ما گیر افتاد گفت یارب برسان میر وعلمدار مرا