
انتهای صبر در اصل ابتدای زینب است چشم زهرا و علی وقف عزای زینب است گریه بر او هست گریه بر حسین و بر حسن مبداء گریه در عالم غصههای زینب است در غدیر کربلا زینب امامت میکند جلوهی مَن کُنتُ مولا در ولای زینب است پنجتن دلدادهی اویند پس با این حساب اصلاً اهل این کساء اهل کسای زینب است حق شفا را داده در تُربَت، که این خاک شریف کیمیای عشق شد چون خاک پای زینب است کربلا را زینب از غربت بُرون آورده است پرچم سُرخ حسینی در هوای زینب است نور خاک چادرش کافر مسلمان میکند عزّت اسلام از یارَبّنای زینب است کوفه را با جملهی اِلّا جَمیلا خاک کرد ابتلای انبیاء جمعاً بلای زینب است دختر حیدر کجا و کوچه و بازار کجا؟ مردن ما کمترین درک عزای زینب است آنکه مَقام عصمت او تا خدا رود حقَش نبود بر سر بازار رود