نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

اَلا ای آسمان عشق، بنگر اختر خود را بلاگردانِ اصغر کُن، دو طفل خواهر خود را بیا و برمگردان این کفنپوشان زینب را که نزد فاطمه بالا بگیرد او سر خود را تو هرجا رفتی و زینب کنارت بود و ما بودیم به دنبالت بِبَر بر نِی، سَرِ دو یاور خود را امان از دل زینب، چه خون شد دل زینب ... ***** بدان غیرت ز حیدر، رزم از عباسِ تو داریم نظر کن رزم شاگردان میر لشگر خود را ز نسل جعفریم و دستِ بسته روزی ما نیست بده اذنی که بگشاییم این بال و پر خود را امان از دل زینب، چه خون شد دل زینب ... ***** وفای مادر ما بعد از این بهتر عَیان گردد تو هرگز نشنوی آه و فَغانِ خواهر خود را تو میدانی که سیلی خوردن مادر چه بد دردیست چهسان ما بنگریم آزرده رویِ مادر خود را
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد