
تو لوحی که بین تو و خدا امضا شد با دستای مادرم دیدم اسم دوتا عزیزمو هردو ماتم گرفته توو حرم قاسم بره و اینا بمونن، قرار نبود تو بری، اینا با ما بمونن، قرار نبود شرمنده، توو خیمهها بمونن، قرار نبود توو کربلا، منم هستم حسین جان حسین جان توو هر بلا، منم هستم حسین جان حسین جان اولاد من، زنده بمونن و ارباً ارباً علیاکبرت شرمندم که همینه وسع من بیشتر از این نداره خواهرت قبل علیاصغرت فدا شن، خدا کنه تا از شهدای کربلا شن، خدا کنه وقت غارت خیمه نباشن، خدا کنه هرجا بری، منم هستم حسین جان حسین جان مسافری، منم هستم حسین جان حسین جان توو کربلا، منم هستم حسین جان حسین جان توو هر بلا، منم هستم حسین جان حسین جان گلهای من از نسل حیدرن توو رویاشون فقط شهادته مثل بابا، غیرتیان حسین رگهاشونم خونهی غیرته توو هول و وَلا، منو ببینن دق میکنن توو رخت عزا، منو ببینن دق میکنن تووی هرغم، منم هستم برادرم منم هستم، حسین جان حسین جان توو کربلا، منم هستم حسین جان حسین جان توو هر بلا، منم هستم حسین جان حسین جان من توو خیمه، اون دو تا روی خاک زینب آخر به آرزوش رسید من که داشتم همه فضائلو حالا هستم یه مادرِ شهید غصّه نخوری عزیزترینم، تصدّقت من همینجا توو خیمه میشینم، تصدقت تا خجالت تو رو نبینم، تصدقت بچّههام اگه به خون نشستن، فدا سرت غرق زخم و تیر و نیزه هستن، فدا سرت حتّی سرمو اگه شکستن، فدا سرت توو غصّههام، توام هستی حسین جان حسین جان توو راه شام، توام هستی حسین جان حسین جان