
(میجنگه هركسی كه مَرده)۲ (هركی میره برنمیگرده)۲ میشه فدایی اذنِ جهاد نمیده دایی (تو آخرین امیدِ مایی مادر كجایی)۲ بیا سفارشی بكن تا بعدِ تو ما بریم بیفتیم رو پایِ ارباب برو به آقامون بگو به خونِ اكبر كبوترایِ خواهرو دریاب دو بچه شیرِ پُر صلابت خونِ علی تویِ رگاشون عازمِ میدون تو خیمهگاه بلند شده صدایِ تكبیر تو معركه غوغا شد از صدایِ شمشیر قیامته این، جنگِ نفسگیر (دشمنا میگن این دوتا، دو پهلوونن با چه حرارتی دارن رجز میخونن)۲ اَمیری حُسِین، وَ نِعمَ الاَمیر ... *** (وقتی كه جنگ مردونه میشه)۲ گَرد و غبارشون به آسمون بلنده حلقهیِ دشمن، راهو میبنده (دیگه تو خیمه، میمونه زینب از نعرههایِ دشمنا آخرِ كارو میخونه زینب)۲ تو اون شلوغی از زخمِ هر شمشیر داره خون میپاشه از تو غبارا خون از زمین به سمتِ آسمون میپاشه صد گرگِ زخمی، دو ماهِ تشنه انبوهِ نیزه، شمشیر و تیر و سنگ و دشنه (شكرِ خدا كه مادر تو خیمه است)۲ بالا و پایین میره شمشیر به چهرهیِ دو سَر بُریده تنها به خاك و خون كشیده شكرِ خدا كه، این صحنه رو مادر ندیده (ای وای)۴، (خانوم، ای وای)۳ ...