
تو كه ماهِ آسمونِ دلِ مایی تو كه حیدری و طاها و زهرایی تو که رُكنِ خیمههایِ آلِ طاهایی نبینم رو صورتت، چشایِ دریایی (من میمیرم، نمیتونم ببینمت كه گریونی اصرار نكن، كه بچههام میمیرن از پریشونی)۲ **** تو سپاهِ زینبت، دوتا كفنپوشن كه فقط چشم انتظارِ اذنِ میدونن اینا عزمشون به رفتنه، كفنپوشن (مگه پیشِ خواهرت تو خیمه میمونن)۲ ای همسفر، تورو قسم میدم به چادرِ مادر تا اذن بدی به بچههایِ غرقِ ماتمِ خواهر من میمیرم، نمیتونم ببینمت كه گریونی اصرار نكن، كه بچههام میمیرن از پریشونی ***** (ای برادر، بیا آبرویم بخر در بَرِ لیلا)۲ نوگُلانم را قبولِ درگاهِ شاهانهات فرما تا به پیشِ تو، در راهِ تو، جان كنن اهدا (من خواهرِ توام، همسنگرِ توام)۲ گر زنی دستِ رد، میبرم شِكوه بر مادرم زهرا ***** فرزندانم به فدایِ سَرِ علیاكبر اینان بمانند و میدان رَوَد علیاصغر بهتر كه از شرمِ تو دهد جانِ خود، خواهر ای ولیِ خدا، كن قبول این دو را رو زدم بر تو ای زادهیِ زهرا و حضرتِ حیدر (من خواهرِ توام، همسنگرِ توام)۲ گر زنی دستِ رد، میبرم شِكوه بر مادرم زهرا ***** این دو یَل، شاگردِ زادهیِ حیدرِ كرار درسُ آموخته در مكتبِ عشقِ علمدار زادهیِ مرتضیٰ و عبدالله اِبنِ جعفرِ طیار (جانِ زهرا بیا، راهی كن این دو را)۲ راحتم كن از این غصه و دستِ غم از دلم بردار (من خواهرِ توام، همسنگرِ توام)۲ گر زنی دستِ رد، میبرم شِكوه بر مادرم زهرا