نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(در زیرِ دست و پا، گلهایِ خواهرم)۲ در خون پرپر شدن، پیشِ چشمِ تَرَم (وای، دلخون و مضطرم، چون آیَم در حرم)۲ این آهِ غربتِ، مظلومِ كربلاست آنكه در هر غمی، یارم بوده كجاست وای، افتاده یارِ من، گره بر كارِ من وای، دلخون و مضطرم، چون آیَم در حرم ***** از چه نشستهای، گشتم دلخون بیا بَهرِ یاریام از، خیمه بیرون بیا (وای، خواهر تا زندهام، از تو شرمندهام)۲ وای، دلخون و مضطرم، چون آیَم در حرم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد