سلامُ الله عَلی زینب... (وَ ما اَدراکَ ما زینب جمال و جلوهی نورانی خیرالنّسا زینب) ۲ جلال مرتضی زینب یگانه مظهر صبر و رضا زینب شکوه عشق و ایثار و وقار و عصمت و شرم و حیا زینب کجا اندیشهی ما و کجا زینب (سلام الله علی زینب دلیل امتداد کربلا زینب) ۲ مسخّر کرد با تیغ کلامش کوفه را زینب چنان که حیدر از بالا صدا زد مرحبا زینب (سلامُ الله علی زینب وَ ما اَدراکَ ما زینب)* مسخّر کرد با تیغ کلامش کوفه را زینب چنانکه حیدر از بالا صدا زد مرحبا زینب کسی که می شکافد نیلغمرا بیعصا زینب سراپا غرق در ذات خدا زینب که در شام غریبان هم نیفتاد از لبش یا ربّنا زینب (سلامُ الله عَلی زینب وَ ما اَدراکَ ما زینب)* گرفتار بلا زینب پرستار سرِ از تن جدا علمدار حرم بعد از ابوفاضل پناه خیمه ها زینب سلام الله عَلی زینب غم بیانتها زینب و از پایان درک عالم و آدم سفرها مانده تا زینب (سلامُ الله عَلی زینب وَ ما اَدراکَ ما زینب)* همان زینب که یکدم خم نشد قد برومندش و صبرش آیت صبر خداوندش نشان افتخارش خون پاک هر دو فرزندش دو فرزندش بلاگردانِ دلبندش که تنها با حسین است این ملیکه، اُنس و پیوندش همان زینب که اشکش آبرو بخشیده باران را به یغما برده طوفان را دو قربانی مهیا کرد و آن دم از برادر خواست فرمان را قسم دادش به جان مادرش زهرا گرفت آخر برای کودکانش اذن میدان را و از قلب حرم راهیّ میدان کرد طفلان را به زیر چادرش پنهان نمود آن چشم گریان را نظر می کرد آن رزم نمایان را میان آن دلاور ها همین که فاصله انداخت تیغ و تیر و خنجرها شکست آخر پروبال کبوترها کمان شد قدوبالای صنوبرها و صحرا پر شد از خون برادرها حسین از خیمه آمد غرق در بغض و خجالت سوی پیکرها ولی در خیمهی ماتم نشسته زینب کبری گرفته اشک غم از دیدهاش با گوشهی معجر همان زینب که رفت از خیمه دنبال علی اکبر همان زینب که آمد با برادر تا دل لشکر و از قلب حرم راهیّ میدان کرد طفلان را به زیر چادرش پنهان نمود آن چشم گریان را نظر می کرد آن رزم نمایان را سلام الله علی زینب دلیل امتداد کربلا زینب مسخر کرد با تیغ کلامش کوفه را زینب چنانکه حیدر از بالا صدا زد مرحبا زینب کسی که می شکافد نیل غم را بیعصا زینب سراپا غرق در ذات خدا زینب که در شام غریبان هم نیفتاد از لبش یا ربّنا زینب