
از زندگی یار تو سیره فاطمهت داره میمیره طوری شدم که وقت غسلم از دیدنَم گریهت میگیره (یه سلام دادم صِدام درد گرفت) ۲ یه کمی دیدم نگاهم درد گرفت اومدم به احترامت پا شَم باز دوباره پهلوهام درد گرفت دو ماهه که به سوگ من نشستی تو هم اندازهی پهلوم شکستی دو روز دیگه که من رفتم میبینی اونیکه دست به دیواره تو هستی حالا اونکه دست به دیواره منم اونکه درد داره و بیداره منم دستم از خجالتِت بر نیومد این وسط اونکه بدهکاره منم ای وای من، ای وای من زهرا...