
گر نگاهی به ما کند زهرا درد ها را دوا کند زهرا این مقام کنیز او فضه است تا دگر خود چه ها کند زهرا کم مخواه از عطای بسیارش کآنچه خواهی عطا کند زهرا روز محشر که با شفاعت خویش حشر دیگر به پا کند زهرا همچو مرغی که دانه برچیند دوستان را جدا کند زهرا سرمایه ی محبت زهراست دین من من دین خویش را به دنیا نمی دهم گر مهر و ماه را به دو دستم نهد قضا یک ذره از محبّت زهرا نمی دهم در سینه ام جمال علی نقش بسته است این سینه را به سینه ی سینا نمی دهم یا علی یا علی یا علی و یا علی به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم امروز بزم ماتم زهرا بهشت ماست این نقد را به نسیه ی فردا نمی دهم