
دلخوریم از روزگار، آتیش زدند رویای ما رو همسر از همسر خجالت میکشه، دنیای ما رو خونهی خوشبختیمون حالا شده، ویرونهی ما پای نامحرم نباید وا میشد، تو خونهی ما تو افتادیولی بازم برام سپر بودی میبردنم تو زیر در بودی صداتو زیر در شنیدم نشد زهرا برای تو علی کنه کاری دیدم که افتاده ازت باری عبامو اونجا روت کشیدم حلالم کن این همه درد و طاقت آوردی بخاطر علی زمین خوردی می بینمت به هم میریزم اگه زهرا عجل وفاتی و نمیخوندی اگه یه چندروز دیگه می موندی نوزده سالت میشد عزیزم منه تنها منه مظلوم ازت میخوام بمون خانوم