نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

پُر تب و تابه دلِ بیقرارم اگه تو بری زهرا جان کسی رو ندارم گلِ چادر گلدارت تبِ دستای تب دارت، آتیشم زده نفَست که خراب میشه مثلِ شمعی که آب میشه، حالِ من بَده نه تو حرف میزنی، نه حسین نه حسن چی شد اون خندههات، آخه یه حرفی بزن شبا ساکت و بیداری ولی معلومه درد داری، بینِ هر نفس پُرِ اشکه سکوتِ تو پُرِ گریه قنوتِ تو، کُنجِ این قفس بیا امشب بذارخودتو جای من چه کنم فاطمه آخه یه حرفی بزن شبِ آخره و حالا بیاَمون میشه گریهات با دیدن حسین با این اشکای خاموشت میگیری توی آغوشت پیرهن حسین نفسات میگه این دَمِ آخری حسین شده وِردِ لبت، غریبِ مادر حسین
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد