
زندگی بی تو مرگِ در جریانه کار چشم من، اشک بی پایانه حرف بزن با من، حرف بزن آرامش من روز تنهاییم بدتر از هر روزه بدتر از این درد زندگیم میسوزه حرف بزن با من، اینه تنها خواهش من کجا میری ای یار دیرینم خداحافظ عشق شیرینم خداحافظ من میمونم با خاطرههای تو بمیرم برات پهلوی زخمی خداحافظ بازوی زخمی خداحافظ میخونم تنها روضه برای تو رفتنت یعنی پشت من خالی شه من اصاً هیچی زینبت چی میشه فاطمه جانم التماسم رو میبینی با هزار سختی رو پاهام ایستادم من خودم امشب قبلِ تو جون دادم فاطمه جانم التماسم رو میبینی میگه زینبت آغوش مادر خداحافظ لبخندِ حیدر خداحافظ چادر خاکیتو هی میبوسه نمیشه نری مرغِ پر بسته خداحافظ مجروح خسته خداحافظ حال این خونه گریه و افسوسه ***** بی تو دق کردم و پنهون کردم پهلو دردمو تنهایی دنبالت گشتمو اسیر زجر ناگردمو اونقدر زد غش کنم چون میخواد خواهش ازش کنم میگفت زدن بیچارش کنم همش منو کشید شبیه وحشیا همش میگم عمو زجرو نبخشیا میمیرم آخرش اگه نباشیا همش میگم عمو زجرو نبخشیا گفتم با چشمِ تَر مستی اسم بابامو نبر تا اینو گفتم شد دردسر سیلی خوردم جای چند نفر عمه گریونِ تو روی دستامه دندون تو زجرو هم ببخشم جونِ تو نمیگذرم من از خونِ تو سرِ تو رو برید شبیه وحشیا همش میگم بابا شمرو نبخشیا