خونه‌مون شبیه من کلافه بود

خونه‌مون شبیه من کلافه بود

[ سید محمدرضا نوشه‌ور ]
خونه‌مون شبیه من کلافه بود
اون روزی که شدی کبود
خونه‌مون انگاری که اضافه بود
سوخت توی آتیش و دود

بالا و پایین داره آه زندگی زهرا مگه نه؟
این روزا هم می‌گذره بهتر می‌شه دنیا مگه نه؟

علی اگه رو بزنه پا می‌شی از جا مگه نه؟
خدا بخواد خنده میاد روی لب ما مگه نه؟

آه زدنت
ای پنجه‌ی ماه زدنت
تو پشت دَر زخمی شدی 
باز وسط راه زدنت

سخت زدنت 
مردای بدبخت زدنت
خدایی تو این دو سه ماه 
من مُردم هر وقت زدنت

ای کاش بدانی که چه حالی دارد 
مَردی که مقابلش زنش را بزنند

خانمم یاد روزای خوب بیفت
روزای خوبمون کجاست؟ 
خانمم مگه که پیغمبر نگفت
که اشکای مظلوم شفاست؟

بزن به پهلوت اشکمو 
خوب می‌شه پهلوت مگه نه؟
همین شبا قبل قنوت
خوب می‌شه بازوت مگه نه؟

همین روزا می‌گذری از خیالِ تابوت مگه نه؟
یواش یواش وا می‌کنی روبنده از روت مگه نه؟

بد زدنت
بمیرم انقد زدنت
که از نفس افتادی و 
هیچکی نیومد زدنت

بد زدنت 
کوچه‌ی خلوت زدنت
نزدیک خونه‌ی خودت 
توی محلّه‌ت زدنت

مهربونِ من
بازم وا کن چشماتو جون من
کجا میری زهرا بدونِ من، خانمم

فاطمه نرو 
ببین اشکای مردِ خیبرو
بمونی عوض می‌کنم درو

تقسیم کار خانه به نفع علی نشد
ای وای شستنِ زهرا به من شد

زخمم به یک اشاره دهن باز می‌کند
شب تا سحر مراقب این زخم کاری‌ام

همسایه‌ها به مرگ من انگار راضی‌اند
دلگیر از این محلّه و این همجواری‌اند

خانمم این بچه‌ها جلو چشام 
بدونِ مادر می‌میرن
خانمم اینقدر نشو زخمی برام
این بچه‌ها یاد می‌گیرن

از بعدِ تو رسم می‌شه پهلوی شکسته مگه نه؟
چشمِ ورم‌کرده با ابروی شکسته مگه نه؟

از بعد تو رسم می‌شه بازوی شکسته مگه نه؟
گوشواره‌ی خونی، النگوی شکسته مگه نه؟

آه زدنش
بچه رو یک ماه زدنش
اینم کبود شد سر و روش
اینم توی راه زدنش 
****
ای تمام تار و پود مرتضی
ای همه بود و نبود مرتضی

خانه را خالی زِ خوشحالی نکن
یارِ من پشت مرا خالی نکن

ای تمامِ عشق، بانوی علی
لرزه افتاده به زانوی علی

از سخن افتاده‌ای با من ولی
چشم بگشا من علی هستم علی

زهرا رفتنت خانه‌خرابم می‌کند
ماندنت چون شمع آبم می‌کند

ای مسیحای علی اعجاز کن
مشکلِ مشکل‌گشا را باز کن

فاطمه چشمان خود را باز کرد
با زبانِ دل سخن آغاز کرد

ای همیشه همنشینِ فاطمه
ای امیرالمومنینِ فاطمه

ای که غم‌ها را عسل کردی علی
گو از چه زانو بغل کردی علی؟

آن که باید دل‌غمین باشد منم
شرمگین و شرمگین باشد منم

آه خواستم یاری کنم اما نشد
ریسمان از دست‌هایم وا نشد
****
گرچه سیَه‌رو شدم غلام تو هستم
خواجه مگر بنده‌ی سیاه ندارد؟

شکر خدا را که در پناه حسینیم

پربازدید ترین زمزمه سید محمدرضا نوشه‌ور محرم و صفر حضرت زهرا (س)

پربازدید ترین زمزمه محرم و صفر حضرت زهرا (س)

محبوب ترین محرم و صفر حضرت زهرا (س)

محبوب ترین سید محمدرضا نوشه‌ور

نظرات