نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

قامت خمیده بود ولی سرفراز بود زهرا میان آتش و خون در نماز بود *چه زخمِ عمیقی، چه جایِ عمودی تا حالا جلوِ من نخوابیده بودی* *من ایستاده بر سرِ پا و کسی نگفت: بنشین که رویِ خارِ مغیلان دویدهای گه بر فروش حکم کنی گه قتالِ ما ظالم مگر تو آلِ علی را خریدهای*
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد