
سرتاسر وجود مرا غم فرا گرفت آتش کشید شعله و دور مرا گرفت شکر خدا که دود به دادِ علی رسید امکان دیدنم ز رُخِ از مرتضی گرفت تا آمدم به خویش در افتاد و میخ در از بین دنده در وسط سینه جا گرفت چون سرخ گشته بود نیامد ز جا برون تا پا شوم ز جا بغلم را خدا گرفت برخواستم ز جا به هواخواهیِ علی بر روی چادرم اثر از جای پا گرفت تا دید بین کوچه علی نیست همرهم راه عبور را به من آن بیحیا گرفت نفرین به این زمانهی بی معرفت چه زود ضرب غلاف جای لب مصطفی گرفت ***** سرم پایینه از اینجا به بعد روضهها سنگینه غرورم له شد همش کار این قنفذ بیدینه پَرِ شالمو گرفتی تنها آی زهرا آی زهرا آی زهرا دست جمعی زدنت نامردا آی زهرا آی زهرا آی زهرا میبینی داره میلرزه زانوم آی خانوم آی خانوم آی خانوم رو تنت عبا کشیدم آروم آی خانوم آی خانوم آی خانوم **** تنت بیجونه روی میخ در چندتا قطره خونه جلو چشم من یکی داره شلاقو میچرخونه مونده ناموس علی رو خاکا آی دنیا آی دنیا آی دنیا روی چادرش دیدم ردّ پا آی دنیا آی دنیا آی دنیا مگه چی دیدی تنت میلرزه آی فضه آی فضه آی فضه محسنو بیا ببر **** چه بوی دودی یکی گفت که گریه نداره سودی همه از رو در با هم رد شدن زیر در تو بودی خونمون پر شده بود از هیزم آی مردم آی مردم آی مردم پشت در صدای زهرا شد گم آی مردم آی مردم آی مردم جلو دومی دراومد اشکم آی بچم آی بچم آی بچم محسنو چهلتایی کشتن با هم