از تو آغوش عمو جون

از تو آغوش عمو جون

[ علی نجفی ]
از تو آغوش عمو جون
منو بردن سوی نیزه
تا چشامو باز کردم
جای من شد روی نیزه

با کی درد و دل کنم من
دردِ من بجز گله نیست
پایین نیزه رو دیدم
کسی غیر حرمله نیست

با کی هم صحبت بشم من
عمّه زینب که اسیر شد
به رقیّه چشم‌ دوختم
سه سالشه امّا پیر شد

عمّو عباسم روی نِی
به سکینه حواسش هست
نمی‌دونم چرا گاهی
روی نیزه چشاشو بست

همه غم‌ها به دلم ریخت
یَابنَ زهرا دل دونیمم
بیا سمت نیزه‌ی من
آخه من بچّه یتیمم

چندتا نیزه اون طرف‌تر
روی نِی برادرم بود
کسی نیست دور و برِ من
کاشکی اینجا پدرم بود

حسن ...

یه دفعه تو اون شلوغی
که همه‌‌جا بود پر از دود
سرِ شیرخواره رو دیدم
روبه‌‌روی سر من بود

علی اصغر کجا بودی
دیدی دستامو بریدن
ای پسر عمو ندیدی
گلوی منم دریدن

علی‌جون از تو چه پنهون
هنوزم گلوم می‌سوزه
ولی می‌دونم که بیشتر
حنجر عمو می‌سوزه

من سه‌شعبه خوردم امّا
گلوی بابات سنان خورد
نمی‌خوام بِرَنجی امّا
صد دفعه تو قتلگاه مُرد

پربازدید ترین زمزمه علی نجفی محرم و صفر عبدالله بن الحسن (ع)

پربازدید ترین زمزمه محرم و صفر عبدالله بن الحسن (ع)

محبوب ترین محرم و صفر عبدالله بن الحسن (ع)

محبوب ترین علی نجفی

نظرات